كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
650
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
و مهد عليا گوهرشاد آغا و برادر او امير محمد صوفى ترخان و خواجه غياث الدين پير احمد و امير سلطان ابو سعيد داروغه كه در هرات بودند ، چون خبر فرار ميرزا علاء الدوله را استماع نمودند ، همراه صبا و شمال بر سبيل استعجال روان شدند و آهنگ راه عراق ساختند و امير سلطان ابو سعيد در اثناى راه گرفتار شد و ديگران به سلامت به مملكت عراق رسيدند . و ميرزا الغ بيك را آية إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً « 68 » طراز رايت ظفر آمد و مضمون وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً « 69 » نامهء منشور سلطنت شد و ميرزا الغ بيك چون صورت نصرت در آيينهء ظفر مشاهده نمود لشكر منصور را از قتل مقهوران منع فرمود و بقيهء لشكر شكسته به فرياد و فغان زينهار و امان خواستند . بيت چو ديد آن همه عجز و زنهارشان * ببخشود بر حالت زارشان و لشكر منصور از كثرت غنايم معمور شدند و ميرزا الغ بيك اين فتح بزرگ را زيور فتوح ملك دانسته تيسر آن از لطايف عنايت ايزدى و نتايج سعادت سرمدى شناخت و شكر نعم آفريدگار بهجاى آورد و مثال آسمان مثال به تحرير فتح نامهها نفاذ يافت و دبير روشن ضمير گوهر منثور در سلك عبارت و لؤلؤ منظوم در عقد استعارت نظم داد و مبشران به اطراف ممالك روان شدند و با آنكه ميرزا عبد اللطيف درين مصاف آثار شجاعت و جلادت ظاهر ساخته بود ، ميرزا الغ بيك جلد وى فتح به نام ميرزا عبد العزيز « 70 » رقم فرمود و اين معنى بر خاطر شريف ميرزا عبد اللطيف دشوار آمد و كدورت تمام در ضمير او جايگير شد . و سپاه سمرقند كامران و كامياب از منزل ترناب به جانب دار السلطنهء هرات
--> ( 68 ) . سورة الفتح 1 . ( 69 ) . ايضا : 3 . ( 70 ) . پسر خردتر الغ بيك ميرزا .